سوزن دوزی بلوچستان

چکیده

سوزن دوزی بلوچستان از هنرهای چندین هزارساله ی این سرزمین که...

جمعه 22 اسفند 1399
303 بازدید
سوزن دوزی بلوچستان

سرزمين بلوچستان
بلوچستان دراستان سيستان وبلوچستان درجنوب شرق كشور قراردارد كه اين منطقـه بـا مسـاحتي حدود 173478 كيلومتر مربع يكـي از كـم تـراكم ترين مناطق است و حدود 95/5 درصد ازكل استان سيستان وبلوچستان را تشكيل مي دهد بلوچستان داراي اقليمي خشك است كه داراي 6 شهرسـتان مي باشد كـه عبارتنـد از : ايرانشـهر ، نيكشـهر، چابهـار، سـراوان ، زاهـدان وخـاش وسـعت ايـن سرزمين به 1550000 كيلومتر مربع مـي رسـد كـه طول آن 560 كيلو متر وعرضـش 375- كيلـومتر
بيشتر نيست .
سوزن دوزي بلوچ
مقدمه
هنرهاي دستي تجلي زيبايهـايي نشـاًت گرفتـه از ذوق وسليقه مردمان هردياري نشـاندهنده توجـه آنان به پيرامون هزاررنگ ودنيـاي اطرافشـان مـي باشد . كه گاهي سـرخوردگيهاي روزنـده ، گـاهي سرخوشــيهاي حــال وگذشــه را بــا آفــرينش آثارجاوداني به نمايش گذاشته اند .هنرسوزن دوزي نيز ازاين هنرها جدانيست وشايد جنبه بـدتري آن عموميت يافتن است كه هرزن ودختري درمنطقـه دستي دراين هنردارد .اما آنچه كه دراين ميان حائز اهميـت اسـت جنبـه اقتصـادي و اشـتغال زائـي وهمچنين منبع درآمدي براي خانواده ها مي باشـد اين مقاله نگاهي دارد به نوع فعاليـت سـوزندوزان بلوچ وآثار مرتبط به آن . از تمامي عزيزاني كه ما را درتهيه اي مقاله يـاري نمودنـد از جملـه آقايـان : جناب آقاي دكتر شـهبازي ، جنـاب آقـاي دكتـر افراخته ، سركار خــانم جهان تيغ ،... تشـكر مـي
نمائيم .
تاريخ سرزمين بلوچستان
تاريخ مردمان ونژاد بلوچ آميخته بـا افسـانه هـاو داستانهاي بسياري است كه حكايـت هـاي اغـراق آميز آن باعث شـده اسـت كـه درپـاره اي مـوارد حقيقت آن دوراز ذهن مـي نمايـد . گذشـته تلـخ

نواحي جنوب وجنوب شرقي ايران همزمان باشروع جنگ انوشيروان با هياطله )557 م( يا مدتي پس از آن اتفاق افتاده است .بلوچهـا پـس ازرسـيدن بـه كرمان دامنه هاي رشته كوه بـارز رابـراي سـكونت خويش انتخاب كردند وبا كوسـون هـا يـا بلوچهـا همسايه شـدند .پـس از حملـه عربهـا بـه ايـران ورسيدن قواي عرب به حدود كرمـان بلوچهـا كـه ساكن حدود كرمان بودنـد بـه داخـل بلوچسـتان مهاجرت كردند .درسال 238 هجري يعقـوب ليـث برسيستان وبعد بركرمـان و بلوچسـتان مسـتولي گرديد . ودرسال 304 هجري آل بويه بلوچستان را متصــرف شــدند . درســال 800 هجــري اميــر تيمورگوركان سيسـتان را متصـرف شـد وسـپس متوجه بلوچستان گرديد وچـون بلوچهـا مقاومـت
كردند آنها را ببادغارت داد .)1(
دراوايل قرن هفدهم مـيلادي توجـه انگلسـتان از طريـق كمپـاني هنـد شـرقي متوجـه مرزهـاي بلوچستان شد ودرطي سـالها انگلـيس تصـرفاتي درمرزهاي اين منطقه از جمله كوهك ، اسـفندك ، ميرجاوه و ... داشت . بدين ترتيـب بلوچسـتان تـا سال 1307 شمسـي ميـدان تاخـت وتـاز طوايـف مختلف داخلي وموردتجاوز سياسي ونظامي عمـال انگليسي بود اختلافات كوچك مرزي تا سال 1326 همچنان پا برجا بود تا اينكه پاكستان از هند جـدا شد و استقلال يافت و به دنبال توافق هيا ت هـاي دو دولت نقـاط مـرزي بلوچسـتان مشـخص وبـه
رسميت شناخته شد . 1- ناصح ، ذبيح ا... بلوچستان – تهران انتشارات

بلوچستان به تاريخ پرماجراي آن ونيز تافت وتـازه هاي شوم حكام وسلاطين ستمگرزمانه كه بـه ايـن سرزمين صورت گرفتـه اسـت مربـوط مـي شـود .بلوچستان سرزمين ايلات اسـت سـرزمين قبايـل وطوايف با فرهنگ ، زبان ، رسم ورسومات مخصوص به خود ، سرزمين حاكمان . سردارها ، خانها ، ارباب ها ، رئيس ها ، سـالارها ، چاكرهـا ونوكرهـا سـت سـرزمين طبقـات اجتمـاعي بارزومشـخص اسـت بلوچستان سرزمين برده داري ها ، برده فروشي ها وغلامان زرخريـدبوده ومـي تـوان ان را سـرزمين دردها ورنجها ناميد.اما آنچـه كـه مسـلم اسـت ، اينست كه داريوش پادشاه هخامنشي براي لشـكر كشي بـه هندوسـتان راه بلوچسـتان را برگزيـدو همچنين لشكر كشي اسكندراز راه مكـران واقعـه تاريخي مهم بلوچستان قبل از حملـه عـرب بـوده است .اسكندرپس از فتح هنـد همچـون داريـوش براي مراجعت مكـران را انتخـاب كـرد .نيروهـاي اسكندر دراين سفر شصت روزه كه بايد از بيابانهاي بي آب وعلف وريگزارها عبور مي كردند بيشترآنها براثر اين سختيها ومشكلات نابودشدند وعاقبت به
وادي )يودا( رسيدند .
»يودا « كه بلوچهـا چهـره وايرانيـان مهـرج مـي ناميدند همان ايرانشهرامروزي اسـت كـه درزمـان پادشاهي رضا شاه به اين نام موسوم شد . اسـكندر پس از آنجا از طريق سـيرجان بـه پاسارگادرسـيد )1( بلوچهـا تازمـان آغـاز پادشـاهي انوشـيروان درسرزمينهاي شمالي سكونت داشتند پيش از كوچ كردن بلوچهـا بـه بلوچسـتان قـوم »كـوچ« درآن سـرزمين زنـدگي ميكردندكـه تـا اواسـط دوره شاهنشاهي ساسانيان آن ناحيه كوسون نام داشـت كه بدل كلمه »كوش« است .مهاجرت اقوام بلوچ به

سوزن دوزي اين هنر پرجذبه رانمي توان به زمـان خاصي اختصاص داد اما اگر بخواهيم زمان به فعليت رسيدن آن را بررسي كنيم شـايد درحـدود 100 يـا 200 سال پيش از ظهور اسلام و آمـدن اسـلام بـه ايران مربوط باشد كه قومي به نام اسلاوها به ناحيه اي ازبلوچستان آمده ودرآنجا سكني گزيدند .ايـن گروه از اسلاوها از طريق جاده ابريشم به اين منطقه آمده بودند ) اين منطقه درحال حاضـر جـز خـاك پاكســتاناســت ودرمرزافغانســتانوپاكســتان قراردارد ( اين ناحيه را كه اين گروه براي سـكونت خويش برگزيده بودند بعلت اينكه مسـيحي بودنـد وآئين اسلام را قبول نداشتند كافرستان مي گفتند كه اين قوم پرورش كرم ابريشم وبدست آوردن نخ از پيله هاي ابريشـم و اسـتفاده از آن را درپارچـه بافي و سوزن دوزي به زنان بلـوچ آموختنـد .قبـل ازرواج پارچه خارجي اين منطقه از نظر تامين لباس وپارچه خود كفا بود كه به افراد متخصص ايـن كـار جولاهك مي گفتند كه زنان بلوچ با ظرافت كاريهاي خاص خود هنر سوزن دوزي را رواج مي دادند كـه دركنار زنان مردان نيز به نوبه خود دراين امر يـاري مي رساندند .كارهاي سـخت وخشـن ايـن هنـر را مردان وكارهاي ظريف را زنان بر عهـده داشـتند . پنبه رستن از زنان وبافتن از مردان ، اجراي نقشـه ها برروي پارچه از زنان وفروش برعهده مردان بود . سوزن دوزي آنچنان با زندگي زنان بلوچ آميخته كه درهرجــــاي دنيـــا سوزن دوزي را با زن بلوچ وزن بلوچ را با سـوزن دوزي مي شناسـند .سـوزن دوزي ايـن هنـر پرمباهـات بلـوچ بعلـت زيبـايي وشهرتي كه پيدا كـرده اسـت خوشـبختانه فقـط محصوربه اين منطقـه نمـي باشـد بلكـه آوازه آن فرسنگها فراتر از اينجانيز رسيده است وخودرا بـه صورتهاي متفاوتي نشان داده است . بطوريكه حتي
تاريخچه صنعت سوزن دوزي
زمان رواج آن بعنوان يك هنـر اصـيل بطـور كلـي مشخص نيسـت امـا از آنجايكـه سـوزن دوزي بـا طبيعت رابطه اي تنگاتنگ دارد پس مي توان آن را درنهاد وسرشت آنها يافت .هرچنـد ممكـن اسـت دربرهه اي از زمان به علت عـدم وجـود امكانـات ونداشتن توانائي لازم بـراي بـروز دادن نتـوان آن راديد اما اين دليل عدم انكار اين هنر درآن زمـان نمي تواندباشـد .سـوزن دوزي هنـري اسـت كـه برگرفته از ذوق وقريحه فـرد هنرمنـد مـي باشـد وهمان طور كـه بسـياري از شـاهكارها ازسرشـت ناخود آگاه فرد سرچشمه مي گيرد مانند فكر كردن ، انديشيدن ، ميل به كمال رسيدن و... كه از همـان ابتدا دروجود آدمي مي توان يافت سـوزن دوزي را نيز بايد چيزي مثل اينها دانست اگردرمورد سـوزن دوزي به قدري تعمل كنيم آنرا همان فكر ذهنيـات مي يابيم كه زن بلوچ با بهره گيري از روحيه بي غل وغش خـود كـه مـي تـوان آن را بـه دور از همـه ناخالصي هاي جامعه دانست به خوبي وبـه زيبـايي آن جاذبه ها وآن سنبلها را كه به ذهنش خطور مي كند و آنها رادردل طبيعت به خوبي حس مي كند به
عنوان هنر خود به اطرافيان نمايان مي كند .

نياز به هزينه ها ي بالا وهمچنين افـراد متخصـص داردنمي تواند جوابگوي تمام نيروي كاربيكار باشد و سوزن دوزي دررفع اين معضل مي توانـد بسـيار موثر واقع شود .پس اين هنر نه تنهارقيب ومـانعي برسر راه استفاده صـحيح ومناسـب از تكنولـوژي نيست بلكه بـه عنـوان عامـل مكمـل دراقتصـاد كشورهاي توسعه نيافته محسوب مي شـود .تمـام آنهايي كه دراين هنر نقش ايفـا مـي كننـد زنـان هستند زنـان بخـوبي ارزش آن را درك كـرده واز همان سنين پايين ) 4 و7سالگي ( با اين حرفه آشنا مي شوند . وبه وضوح سهم آن را درزندگي خود مي يابند وبه درستي مي بينند كه چگونه با زندگي آنها عجين شده است نمونه اي ازآن چيـزي را كـه زن بلوچ به عنوان هنر خود معرفي مي كند را مي توان درلباس زيبا با وقار وبلند بلوچ كه با نهايـت صـبرو ظـرافت سوزن دوزي شده است ديد كه قسمتهايي از آن لبـاس بـه نامهـاي پـيش سـينه ، جيـب و سرآستين بطوريكه از گذشته برايش ماند ه با تكـه هاي سوزندوزي شـده آراسـته مـي شـود بيشـتر هنرمندان اين هنر را مي توان درمناطق ايرانشـهر وبيشتر درنواحي چانف ، اسپكه ، فنوج ،مـورميج ، شـهريانج ، گوانـگ ، متـه سـنگ ، نگـوچ ،پيـپ ،هريدوك ، كويچ ، بزمـان درسـراوان درناحيـه اي سـيب وســوران درخــاش درنـواحي ايرنــدگان ومارندگان ودربسياري از مناطق ديگـر بلوچسـتان
بخصوص مناطق روستا نشين ديد .
در بين افرادي كه قدرت آن را نداشته باشند تا پي به آن رموزي كه در تار و پود آن وجود دارد ببرنـد اما از همان ظاهر زيبا و جذاب آن نهايت استفاده را
خواهند برد.
مختصري بر سوزن دوزي بلوچ
سوزن دوزي )سوچن دوزي( يا بلوچ دوزي در ميان اقوام بلوچ هنري اصيل و ريشـه دار اسـت كـه بـا طبيعت لطيف و صـميمي زن بلـوچ آميختـه شـده است كه تلفيقي است از رنگهاي خالص و طبيعـي و نقش آرام طبيعت كه ميتوان آن را در ميان زنـان و دختران بلوچ به عنوان هنري ظريف و پر سابقه ديد كه براي تامين ما يحتاج زندگي ودرواقع سروسامان دادن وضع اقتصادي خانواده هاي كم درآمد نقـش به سزايي مي توان داشته باشد سـوزن دوزي هنـر بسيار سخت و در عين حال جالب و ظريفـي اسـت كه در كنار مزايا و برجستگي هاي زيادي كـه مـي توان براي آن برشمرد معايبي را نيز ذكر كـرد .كـه بعلت ظرافت خاصي كه دارد با عث ضـعيف شـدن چشـم سـردرد كمـر درد وغيـره مـي شـود كـه هنرمندمي تواند وتنظيم كردن وقت خود وپرداختن به ا ين كار درساعاتي مشخص ازبسياري مشـكلات جلوگيري كند كه متاسفانه عده اي زيادي از زنـان كه دروضعيت بد اقتصادي قرارگرفتند تمـام وقـت خود را صرف سوزن دوزي مي كنند كـه ايـن كـار باعث اثرات زيان باري مـي شـو د . سـوزن دوزي جزآن دسته ازهنرهاي معدودي است كه بـا همـان ابزار اوليه واصيل وتوسط دست وسوزن صورت مي گيرد وبه همين علت از بسياري از هزينه هاكه براثر گرايش به صـنايع وتكنولـوژي ايجـاد مـي شـود جلوگيري مي كند و چون تكنولوژي مـدرن جديـد

وافرادي كـه تـازه مـي خواهنـد سـوزن دوزي را فراگيرند زياد وابستگي به آن ندارند . وشايد دليـل اين باشد كه افرادخبره به دليل تبحر وتجربه اي كه دارند خيلي سريع عمل مي كنند وهمـين سـرعت باعث مي شود كه سوزن با شتاب بيشتر ي با دست آنان برخورد كنداما در افـراد تـازه كـار بـه علـت تمركزودقت زياد باعث مي شود كنـد پـيش رونـد
كمتر نياز به انگشتانه پيدا مي كنند .
مواد اوليه
از آنجاكه براي ايجاد هرهنري نياز بـه مـواد اوليـه ايست سوزن دوزي نيز به عنوان يك هنر به مـوا د اوليه اي نياز دارد . براي طرح سوزن دوزي از پارچه
ابزار كار
سوزن دوزي هنري است كه هنر مند براي خلق اثر خود به ابزار كم وابتدايي نياز دارد كه مي تواند بـه راحتي آنان رافراهم كند كه درهر خانه اي يافت مي شود . وزن بلوچ با حداقل امكانات يكي از برجسته ترين هنرهاي ايـران را بـه نمـايش مـي گـذارد .
ابزارهاي ساده وابتدائي اين هنرعبارتند از : 1- سوزن 2- قيچي 3- انگشتانه
سوزن كه از گويش محلي به آن سوچن مي گوينـد نقش آن درسوزن دوزي بسيار مهم است وانـدازه و نوع آن به نوع كار ، دوخـت وپارچـه مـورد نظـر بستگي دارد واز آنجا كه نقشها باهم تفاوت دارنـد سوزندوز سعي مي كند ابزاركار با نوع كار هماهنگي لازم را داشته باشد . وبراي انواع دوختهـا از انـواع سوزنهاي نازك و كلفـت اسـتفاده مـي كننـد كـه بستگي به ظرافت ، نوع دوخـت ونقشـي كـه مـي خواهد پياده كند دارد بطوريكه هرچه سوزن نـازك تر باشد مي تواندبه ظرافت كار كمك كند . قيچـي كه به آن مقراض گفتـه مـي شـود يكـي ديگـر از ابزارهاي بكار رفته درسوزن دوزي است ونقشي كه مي تواند داشته باشد اين است كه بـه وسـيله آن پارچه هارا به اندازه هاي مناسب كـار درمـي آورد . وهمچنين براي برش نخ نيز از آن استفاده مي شود . انگشتانه يا شستي كـه آنـرا بـه عنـوان محـافظ انگشت بكار مي برند مي تواندخيلي موثر باشد كـه سوزن دوزان خبره بيشتر از آن استفاده مي كننـد
تقسيم مي شوند .چون همه نقشها از لحاظ ظرافت ودرشتي بـه يـك انـدازه نيسـتند .بيشـتر بـراي دوختهاي ظريف وپركار از پارچه هاي نخي گانـدي با عرض 120استفاده مي شود كه بعلت بافت ريـزي كه دارند نوع دوخت برروي آنها ظريف تر مي شود . استفاده از پارچه هاي ريز بافت درگذشـته بيشـتر بودكه امروزه جاي آنها را پارچه هاي نامرغوبي كـه كارهنرمند را راحت تركرده است گرفتـه كـه ايـن پارچه ها تور مانند بوده ونقشي كه برروي آنها بكار برده مي شود بـه ارزشـمندي گذشـته نيسـت واز ارزش كمتري برخوردار است پس نوع بافت پارچـه عامل اصلي قيمت گذاري آن محصول محسوب مي شود اگرپارچه ريز بافت ونخ بكار رفتـه ابريشـم ) نازك( باشد ارزش آن به مراتب بيشتر از محصولات
نامرغوب ودرشت بافت است .
نحوه توليد
سوزندوزپس از آماده كردن مواد اوليه وابـزار كـار پارچه را كه بعنوان ماده اوليه اي محسوب مي شود را به اندازه هاي مناسب درآورده ونقش مورد نظر را برروي آن مي دوزد .ابتدا طرح كلي را با يك رنـگ برروي آن پياده مي كند سپس فواصل بوجود آمده را براساس نقش مورد نظر با نخ هاي متفاوت رنگـي پر مي كند . ميان كار وكم كار كه نوع كار محسـوب مي شوند دراين مرحله مشخص مي شود اما نحـوه دوخت همه نقشها به اين صورت نيست مـثلا بـال مدك كه نوعي نقش است بدون اينكه اول طرح را با يك رنگ مشخص كنند سپس آنرا با رنگهاي ديگـر شكل دهند بترتيب رنگها بصورت كامل دوخته مي
شود.
ونخهاي رنگي كه مواد اوليه را تشكيل مـي دهنـد استفاده مي شود . نخهاي مورد اسـتفاده از جـنس ابريشم وپنبه است كه بيشترين نخ مورد اسـتفاده نخ پنبه اي مي باشد كه به راحتي مي تـوان آنـرا دربازار از واسطه ها دريافت كـرد نـخ پنبـه انـواع مختلف داردكه به علـت همجـواري بـا پاكسـتان بيشـترين اسـتفاده از نخهـاي پنبـه اي وارداتـي پاكستان مي باشد . وعلاوه برآن از نخهاي مرقـوب دمسه نيز استفاده مي شود . از نخ ابريشم بيشـتر درگذشته استفاده مي شـد كـه امـروزه بـه علـت كميابي آن وگران قيمت بودنش كمتر مورد استفاده قرارمي گيرد . وهمچنين كارگاههاي تحت پوشـش سازمان صـنايع دسـتي از نـخ ويسـكوز دولا كـه درمركز استان رنگ آميزي مي شود اسـتفاده مـي كنند . نخهاي بكار رفتـه درسـوزن دوزي بصـورت مختلف ومتنوع انتخاب مي شوند كه بيشـتر از نـخ هاي برنگ تيره استفاده مي شود . 80% آنهارا رنگها ي قرمز تشكيل مي دهد . سوزن دوز علاوه بر نـوع نخ ورنگ انتخابي آن براي خلق اثر خود بـه مـاده اوليه ديگري كه پارچـه اسـت نيـز نيـاز دارد . واز آنجائيكه پارچه نقش مهمي درايجاد طـرح ونقـش دارد هنرمند بايد دقت لازم بـراي انتخـاب پارچـه موردنظرراداشته باشد چون براي هر نوع دوختي از پارچه مخصوص به آن دوخت استفاده مـي شـود . مبني اين پارچه ها غالبا كتان وپنبه است كه جنبه واردات داشته و از خارج ) پاكستان ( به استان وارد مي شوند . از آنجائيكه كه درسـوزن دوزي بلـوچ ، نقشها براساس شمارش تاروپود انجـام مـي گيـرد وهيچ طرح اوليه اي برروي پارچه پياده نمـي شـود
وهمه طرحها ذهني است پارچه انتخابي بايد داراي تاروپودي منظم وكاملا عمـود بـرهم باشـدوبراين اساس پارچه ها به دونوع درشت بافت وريـز بافـت
٦
برخي از طرحها زمان كم وبراي برخي ديگر زمـاني زيادي لازم است .طرحها همچنين براساس كوچك يا بزرگ بودنشان مدت زمـان خاصـي را بـه خـود
اختصاص مي دهند .
مهارت فرد
مهارت فردكه تند يا كند عمل كند بسيار مهم است هرچه فرد مهارت بيشتري داشته باشد بـه همـان اندازه مي تواند بـا سـرعت بيشـتري عمـل كنـد .توليدانفرادي و گروهي قطعا به لحاظ زماني متفاوت خواهند بود بطوري كه هرچه تعداد افرادي كه مـي خواهند با هم كار كنند بيشترباشد به ميزان توليـد نيز زودتر انجام خواهدشد .جنس پارچه ونـخ نيـز موثر است بطوري كه هرچه پارچه ريز بافت ترباشد ونخ بكار رفته نيز ابريشم ونازك باشد براي دوخت آن زمان بيشتري لازم است تا اينكه پارچه ونـخ از جنس كلفت ونامرغوب انتخاب شوند. يـك سـوزن دوز دريك ساعت براي هر يك از انواع پركار ميـان كاروكم كار مي تواندبترتيب 10 سانتيمتر مربع پركار ،35 سانتيمتر مربع ميان كارو50 سانتيمتر مربع كم
كار بدوزد .
نوع سوزندوزي مانند نوع نقش درهـر منطقـه اي متفاوت است بطوري كه دربرخي منـاطق انفـرادي ودرجاهايي مانند ايرندگان بصورت گروهي ودسـته جمعي عمل شود .درنوع گروهي كه بصـورت هـاي متفاوتي مي تواند باشد ممكن اسـت هـرزن يـك قطعه از پارچه را انتخاب كند وبدوزد ويـا هـرنقش ورنگي برعهده يكي قراربگيرد كه درگويش محلـي به اين عمل دسته جمعـي حشـرگفته مـي شـود . منظور از پركار ، كم كاروميان كار كه گفته شد ايـن است كه اگرتمام پارچه موردنظر سـوزندوزي شـود پركاراسـت ولـي اگـر بيشـتر قسـمتهاي پارچـه سوزندوزي شود اما فواصلي هرچند كم هـم بـاقي بماند نوع دوخت ميان كار است ولـي اگـر فواصـل باقي مانده زياد باشد نوع كم كـار را تشـكيل مـي
دهد .
مدت زمان
از آنجائيكه سوزن دوزي هنري است كه تنهابوسيله دست انجام مي گيرد وبراي توليد آن از هيچ وسيله ياتجهيزات ديگري استفاده نمي شود مسلما بـراي توليد آن مدت زمان زيادي لازم است كه البتـه بـه نوع دوخت ، نوع طرح ، مهارت فرد ، توليد انفرادي يا گروهي بستگي دارد .نوع دوخت: سوزن دوز براي هريك از انواع پركـار ،ميـان كـاروكم كـار زمـان يكساني را صرف نمي كند وهمه دير يـا زود انجـام نمي گيرند پس درتعيين مدت زمان لازم هر يك از
انواع آنها موثر است .
نوع طرح
با توجه به طرح اجرايي زمـاني كـه بكـار مـي رود
بستگي به سادگي يا سختي آن طرح دارد كه بـراي

فروش درمحل ممكن است بصـورت مبـادلات بـا كالاهاي ديگر يا مواد غذايي صورت گيرد كه مسلما به اررشي خيلي كمتر از ارزش واقعـي آن فروختـه مي شود كه اين به وضعيت بد اقتصادي واجتمـاعي استان مربوط مي شود وتا زماني كه نارساي هايي از اين قبيل ول نگردد نوسانات قيمـت تـابع عرضـه
تقاضا نخواهد شد
2- فروش درمراكز شهري : فروش درمراكز شهري ،توليداتي همچون سجاده ، دستمالهاي تزئين شده ، نوارهاي مانتو و... را شامل مي شود كه از آن حالت محلي بيرون آمده وفراورده هاي محلي كمتر مـورد
نقاضاست
3- فــروش درشهرســتانهاي مختلــف كشــور: شهــرستانهايي كه همچون مراكز فروشي داشـته باشند بسيار اند كـه كـه فروشـگاهها ي سـازمان صنايع دستي مهم ترين اين مراكز به شمار مي روند
4- فروش درخارج از كشور : همانطور كـه گفتـه شد سوزندوزي هنري است كـه درسـاير كشـورها جايي براي خود باز نكرده اسـت سـازمان صـنايع دستي هم بعلت عدم تقاضا ي بازاردرخارج از كشور اقدام قابل توجهي دراي زمينه انجام نداده است بـا اين حال كشورهاي حوزه خليج فـارس ، پاكسـتان وهندوستان و كشورهاي اروپايي را مي توان محـل
فروش نام برد .
فروش ) بازار(
شايد بتوان گفت كه سوزندوزي بعنـوان يـك هنـر آنطور كه بايد وشايد ارز ش وجايگاه خودرا نيافتـه است بطوري كه تا چند سال پيش بعنوان يك نوع فعاليت نوعي بشمار مي رفت واز اهميـت نـاچيزي برخوردار بود براي رفع اين مشكل مي توان با يـك مديريت صحيح امكانات ومنـابع بيكـاري را تاحـد زيادي ميان زنـان ومـردان كـاهش داد. همچنـين بازاريـابي آن دركشـورهاي اروپـايي – آسـيايي وآفريقايي مهم ترين بخشـي اسـت كـه درتوليـد فراورده هاي سوزندوزي بايد به آن توجه كـرد كـه متاسفانه عدم گسترش توليـدات سـوزندوزي بـه بقيه نقاط ايران وجهان از ضعفهاي قابل توجه ايـن هنر به حساب مي آيد .درحال حاضر بيشترين بازار براي پوشاك محلي مي باشد كه بعلت عرضه زيـاد ارزش آن پايين آمـده وقيمـت نـاچيزي بـراي آن پرداخت مي شود . درجاهايي هم كه تقاضا ها غيـر بومي است واسطه ها بخـاطر عـدم اطـلاع سـوزن روزان از ارزش واقعي آنها قيمت بسـيار كمـي بـه توليد كننده ها مي پردازند وبيشترين سود نصـيب خودشان مي شود با ايجاد شـركتهاي سـهامي كـه سهامد اران از خود توليد گان باشند مي تـوان بـه صادرات گسترده پرداخت وبا پرداشتن سود بطـور عادلانه بين عرضه كنندگان انگيزه بيشتري درآنها براي عرضه بيشتر ايجاد نمود .دريك تقسيم بندي كلي مي توان مراكز زيررا بـراي فـروش توليـدات سوزندوزي نام برد .
1- فروش درمحل : فروش درمحل مختص فراورده هاي محلي كه زينت بخش لباس زنان بلـوچ اسـت مانند جيب ، سرآستين وپيش سينه مي باشـد كـه

حيوانات مثل طاووس برگرفته از آن ذهنيـات فـرد باشد كه بخاطر زيبايي آنرا بكار مي برند .
3- نقوش گياهي : عدم وجود گـل دربلوچسـتان ذهن سوزندوزرا برآن داشته تا به نقش آفرينـي آن بپردازد ويا كنارهم قراردادن چند مربـع ، لـوزي ،
مثلث يا مستطيل انواع گل ها ونقش رامي آفريند .
4- نقوش هندسي : نقش ها ي هندسي بيشترين كاربردرا نه تنهادرسوزن دوزي بلكه درانواع فعاليت ها مانند سفال ، زرگري و... مي تواند داشته باشد .

قشهاي هندسي متنوع تـراز ديگـر نقـوش اسـت ودرعين سادگي مي تواند بسيارزيبا و جذاب باشد . پس نوع طبيعت ، آب وهـوا ،ذهنيـات ، روحيـات ،
نقش وطرح
نقش وطرح كـه ركـن اساسـي درسـوزندوزي بـه شمارمي آيد براي هر دوره سند هويتي اسـت كـه معمولا از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود .زنان بلوچ ممكن است براساس نوع سـليقه وتجربيـات خود درنقوش تغييراتي بوجود آورند ونقوش را كـم وزياد كنند اما اصل آن ودرواقـع هويـت آن نقـش هرگز از بين نمي رود .سوزن دوز نقوشي را كه بكار مي برد بدون اينكه قبلا طرحي براي آنان ايجاد كند با نهايت ظرافت برروي پارچه مـي آورد كـه بـراي ايجاد نقش بيشتر سعي مي شود از عناصر بي جان طبيعت استفاده شود تا نقشهايي مانند نقش انسان وحيوان واين شايد بعلت ايمان واعتقاداتي اسـتكه مردم بلوچ به آنها پايبند هستند اعتقاداتي كه آنها را بيشتر براي تعيين نقش به سوي اشـكالي سـوق مي دهد كه با فرهنگ ومذهب آنها منافات نداشـته باشد . تا حد امكان سعي مي شود از نقوش هندسي استفاده شود اما با وجود همه اينها باز هم نقوشـي كه بيانگر نقش انسان حيوان وگياه باشد را مي توان درآثار هنر برخي از هنرمندان مشاهده كرد. بطـور
كلي نقوشي كه بكارگرفته مي شوند عبارتند از :
1- نقوش انساني :از اين نقوش درهنرسـوزندوزي كمتر استفاده مي شود واين نوع نقش برروي قاليچه ها كاربرد بشتري دارد . نقوش انساني ممكن اسـت كاملا به شكل انسـان نباشـد امابخـاطر برخـي از نشانهايي كه به انسان يا هرشي ء ديگري دارد نـام

2- نقوش حيواني: كه برگرفته از نام انواع حيوانـا است كـه ايـن حيوانـات ممكـن اسـت دراطـراف وخودمنطقه وجود داشـته باشـد يـا ماننـد نقـش
آنرااقتباس مي كنند
پاكستان قرار مي گيرد وبه آن آئينـه ، پولـك و ... اضافه شود مهم تـرين محـدوديت درهنـر سـوزن روزي بلوچ استفاده از نقـوش هندسـي اسـت كـه براساس تاروپود منظم وعمود برهم دوخته مي شود . تنــوعي كـــه درنقــوش بكار مي رود كنار هم قرار گرفتن نقشها است كه عموما قرينه انـد بطـور كلي ويژگي هاي نقوش عبارتند از : * ذهني بـودن * برگرفته از ديده ها . شـنيده هـا وآرزوي افـراد * نقش ونگارهـاي عاميانـه * نقـوش برگرفتـه از طبيعت كه به همان نام مشـهورند . * بسـياري از نقوش داراي نام مشخص نيستند .تنوع نقـوش تـا آنجاست كه به يكي ازنقوش قـديمي سـوزن دوزي بكالو)Bakalu ( اگر اشاره شود پي به آن خـواهيم برد . بكالو كه معني آن »هندي« است ايـن را مـي رساند كه درگذشته بلوچ وهند درگذشـته بـا هـم
قرابت داشته اند .
آداب ورسوم درتعيين نوع نقش بسيار موثر اسـت وبه همين علت است كه دوخت ونقش درهر منطقه اي با منطقه ديگر تفاوت دارد . ومعمولا يـك نـوع دوخت دريك منطقه نسبت به ديگر نقشها ارجعيت مي يابد وبعنوان دوخت همان منطقه شـناخته مـي شود كه مسلما افراد آن منطقه از تبحـر بيشـتري نسبت به ديگران برخوردارنـد مـثلا چوطـل دوزي بشتر درمنطقه گشتوسراوان رواج دارد . يا بالمدك را مي تـوان جـزء دوختهـاي يكـي از روسـتاهاي سـراوان ) نـاهوك( دانسـت .نقشـها درروسـتاها وشهرهاي دورافتاده از اصالت بيشتري برخوردارند بطوري كه هرچه به طـرف شـهر پـيش بـرويم آن اصالت كمتر به چشم مي خورد .سـوزندوزي هـاي اطراف كوههاي آهـوران بهتـرين سـوزندوزي هـا هستند .نقشها را مي توان همـان دنيـاي عشـق ، صداقت ، يكرنگي ، صفا وصـميميت زنهـاي بلـوچ دانست كه با زندگي آنها آميخته است .سـوزندوزي وطرح نقش براساس شمارش تاروپود ها ايجاد مـي شود . ونوع كار با هم متفاوت است نقشـهايي كـه بصورت ظريف وبامهارت خاصي دوخته مي شوند را خود كار مي گويند وبه آنهايي كه درشـت هسـتند ومرغوبيت نوع اول را ندارند توئي گفته مي شود كه اين نوع تقسيم بندي درميان بلوچ ها مكـران رواج دارد كه مي توان درعامل قيمت گذاري بسيار مهـم باشد . همانطور كه گفته شـد طرحهـاي هرمنطقـه اصالت خاص خود را دارنـد وسـوزن دوزي منـاطق شمالي ) بلوچهاي سرحدي ( بـا بلوچهـاي مكـران ) بلوچهاي مناطق جنوبي استان ( با هـم متفاوتنـد .درقسمتهاي جنوبي رنگهاي تيره با نقوش ريز وپـر مورد استفاده است .اما درمنطقـه سـرحد ازرنـگ روشن ونقوش ساده بيشترين اسـتفاده مـي شـود .درنقـاط مـرزي نقـوش تحـت تـاثير سـوزندوزي

1- پيش سينه :كه نامهـاي آن درگـويش محلـي عبارتند از » زيح « ) zin ( » زيگ « )zig (ياجيـگ )Gig ( وهمچنين به نامهاي » كريك « وبرنك هـم باز شناخته مي شود كه جهت تزئين قسمت بـالاي
پيراهن بكار مي رود .
2- گوامتان )Ga-am tan (: كه درزيـر پـيش سينه قرارمي گيرد وتا نزديك دامـن ادامـه دارد . طول آن تقريبا 65 سانتيمتر است كه قسمت بالاي آن كه مقداركمي را بـه خوداختصـاص مـي دهـد بصـورت مثلـث وبيشـترين مقـدار آن بـه شـكل
مستطيل است .
3- سرآسـتين يـا آسـتينگ ) Astinag ( كـه آسـتانك وآسـتونگ نـام هـاي ديگـر آن اسـت دردوقطعه فراهم مي شود كـه زينـت بخـش سـر
آستين زنان بلوچ است
4- پاچك يا پانچك كه همانند سرآستين است اما تفاوتي كه بـا هـم دارنـد ايـن اسـت كـه نقشـها درسرآستين بيشتر از پاچك كه سرشلوار است مي باشند .نوع دوخت ونقش هاي بكاررفته درهمه بـه يك صورت است واز نقوش يكسـان اسـتفاده مـي شود مثلا اگر نقش موردنظر چوطل اسـت درپـيش سينه ، گوامتـان ، سرآسـتين وپاچـك از چوطـل استفاده مي شود وطوري نيست كه درهريك از آنها
نقش متفاوتي بكار برده شود .
انواع طرحها : * طرح هاي تاري : سه تاري ، چهارتاري ، شـش تـاري، هفـت تـاري وده تـاري
* طرحهايگل*طرحهايحاشيهيااطرافگل
* طرح هاي چشم .طرح هاي گل عبارتند از : گل
دانه دار. گل سرخ ، چهاردانگ ، گـل بيلـوار ، گـل گندمي ، گل گنبدي ، گل تنـك ، پرگـاش ، تـك ، كيسـه دوز ، كـويج ، تنـد روك ، تلمـل سـراوان و...طرح هاي حاشيه يا اطراف گل عبارتند از : چپ وراست ، كـش ،بـن ، موسـم ،سفيدسـر، سـوزي كشي،اگواركش،)گوهركش( سـرطاووس و ...طـرح هاي چشم عبارتنداز: گور چشـم . چشـم مـاهي ، چشم گوساله ، چشم سورمه اي ابزار كار ووسـايل زندگي . عناصر طبيعـت ماننـد مـاه وخورشـيد . حيوانات اهلي ووحشي ماننـد اسـب ، شـتر،مرغ ، خروس، بزوپلنگ كه بنامهاي اسب گوش ، مرغ پر،
مرغ وخروس ، صبرلو، اشتر، بزاست . پرنـدگان . خزندگان )مار(
انواع فراورده هاي سوزن دوزي
توليدات سوزن دوزي كه قبلا منحصـر بـه سـوزن دوزي برروي لباسهاي محلي بودگسـترش يافتـه و امروزبا نفوذ سازمان صـنايع دسـتي بـاخلق آثـار وفراورده هاي ديگري همچون سجاده، سفره، پرده ، كوسن و... از هنرمندان روبروئيم . انـواع فـراورده هاي سوزن دوزي كه گسترش قابل تـوجهي يافتـه رامي توان چنين ذكر كرد. * قطعات تزئيني جامـه زنان * قريشي ) كريشـي ( * محصـولات جديـد * نوارهاي سوزن دوزي شده .فراورده هاي سـوزن دوزي كه شامل قطعات تزئيني جامـه زنـان اسـت

شامل چهاريا چهارقسمت است :
اما با اين وجود هنرمند دراينصورت كمتراز نقـوش قديمي واصيل استفاده مي كنند وبيشـتر تقاضـاي بازاررا درنوع نقش درنظر مي گيرند كـه ايـن كـار باعث به فراموشي سپردن نقوش اصيل وجايگزيني نقش وطرحهاي جديدكه بدورازآن آمال وآرزوهـاي گذشتگان است مي شود كـه مـي تـوان آنـرا بـه فراموشي هويت تعبير كرد . نوارهاي سـوزن دوزي شده كه يكي ديگراز انـواع فـراورده هـاي سـوزن دوزي بلوچي است بيشتر براي تزئين لبه چادر لبـه
پايين دامن و... بكار برده مي شود .
انواع كار : همانطور كه بيشتر اشاره شد درميان
بلوچهاي مكران ) جنوب استان ( دونوع كارسـوزن دوزي بلوچ دارد .
1- خردكار 2- توئي
خردكار همان ظريف دوزي اسـت سـخت اسـت و زمان زيادي بايد براي آن صرف شود و نقشها درآن ريز وظريف هستند در كه نقوش درشت و نامرغوب هستند مـدت زمان كمتري را نسبت به خـرد كـار مي برد .براي آن زحمت زيـادي نياز نيست وشـايد براي همه قابل ياد گيري باشد كه اين نـوع كـار در سوزن دوزي را شـايد بتـوان مهمتـرين عامـل در قيمت گزاري دانست براي خرد كار وتويي عاملي كه بسيار مهم است جنس پارچه مي باشد چون بـراي هر نوع خرد كار وتوئي از پارچـه مخصـوص بـه آن
استفاده مي شود .
دستمزد سوزن دوز *نوعدوخت* نوعطرح *سطحكار
از ديگر فراورده هاي سوزن دوزي بلوچي قريشـي ) كريشي ( است كه همان كنـاره روزي اسـت كـه براي تزئين روسري ، كناره هاي چادر ، لبه گوامتان و... قريشي را بكارمي برنـد . نـخ مورداسـتفاده از جنس كاموا ، ابريشم يا سوف پاكستان است كه اين كار بوسيله ابزاري بنام كريشي كه همان قلاب است صورت مي گيرد .محصولات جديد وانواع فـراورده هاي ديگري كه باعث شده اند سوزن دوزي به لحاظ كميت وطرح وارد عرصه جديدي گردد عبارتند از : روميزي ، كوسن ، سفره ، آباژور ، پـرده ونوارهـاي مانتو و... اين محصولات جديد با تطبيـق نقشـهاي سنتي باسليقه هاي فردي وجديد بوجود آمده انـد كه انواع ديگر آن مي توان به كروات ،كيـف پـول ، جلد آينه وآلبوم ،جلد قرآن ، قاب عكـس ، قـوطي سيگار ، جا كليدي ، گوشواره و... اشاره كـرد .ايـن عمل كه نوعي فن آوري محسوب مي شود .

دوخت وانواع آن : دوخت درهر منطقـه اي
با منطقه ديگر تفاوت دارد ودرهر منطقه اي نيز نام مخصوص بخودرا دارد بــه اين ترتيب نمـي تـوان بـراي آن تعريـف خاصـي لحـاظ كـرد . از انـواع دوختهامي توان به چوطـل دوزي ،آسـان تانكـه ، بالمدك ، كپ وجلـت ، محسـم سـندكي ، چكـن وپركار لاهاري وپركار و... اشاره اي داشت .چوطـل دوزي بيشتر درسراوان وگشت رواج دارد ودوختـي است از بخيه زدن كه با ظرافت فوق العاده اي انجام مي گيرد و دررديفهاي مختلفي دوخته مي شود كه كمترين آن 6رديف مـي باشـد كــــه بايــــد رديفها جفت وبسته به نظر فرد انتخاب مـي شـوند 6،8،10،12،14و... درچوطل دوزي ممكن است تنهـا نقش بكار رفته چوطل باشد كه به آن تمام چوطـل مي گويندويا دركنار چوطل از نقشهاي حاشـيه اي منند لاهاري ، چكن، پرايز و... استفاده شود كـه در اين صورت با توجه به حاشيه به كـار رفتـه اسـم و
قيمت آن انتخاب مي شود.
آسان تانكه و پيـت :بيشـترين رواج را در
سراوان دارد و براي دوخت فراورده هاي تـز ئينـي جامه زنان از آن استفاده مي شود كه شبيه شـماره دوزي است كه با كم و زياد شدن و روي هـم قـرار
گرفتن نقش بوجود مي Ĥيد.
بال مدك:بيشتر در روستايي از سراوان به نـام
ناهوك از اين نقش استفاده مي شـود كـه دوختـي است مشكل و وقت گير كه قيمتش نيز بالاست.
كپ و جلت:دوخت جلـت بيشـتر در منطقـه سوران به كار برده مي شود و يكي ديگـر از انـواع
نوع دوخت: در سوزن دوزي بسيار مهم است ويكي از شاخصهاي مهم قيمت گزاري محسوب مي شـود هر يك از انواع دوختهاي پر كار ميان كار قيمتهاي دارند كه سوزندوز به لحاظ نوع كار و زحمتـي كـه
متحمل مي شود آن تعيين مي كند .
نوع طرح : هر طرح ونقشي كه سوزن دوز بكار
مي برد ارزش خاص خود را دارد مثلا اگربال مـدك وچوطل را كه هـردو از نقشـهاي مطـرح وجـذاب هستند را در نظر بگيريم نقش بالمدك بعلت زيبايي بيشتر ودرعين حال زحمتي كه داردقيمت بيشتري
رادربر مي گيرد .
سطح كار: سـوزندوز بـادونرخ ثابـت ومتغييـر
روبروسـت . اگـر مـواد اوليـه توسـط سـوزندوز ياتوليدكننده تهيه شودقيمت آنها درقيمت نهـايي محاسبه مي شود وبه نرخ ثابت افزوده مـي گردنـد .اما با همه اين تفاسيرتوليد كننده آن دستمزدي را كه حقش است دريافت نمي كند وبيشترين استفاده نصــيبواســطههــامــيگــردد.ازآنجائيكــه بيشترتوليدات سوزن دوزي مصرف شخصي دارنـد يك زن سـوزندوز درمـاه بيشـتر از 5000 تـا 10000 تومان دريافت نمي كند .همچنين مي توان گفت كه ارزش فراورده هاي امروزي هنرمند را پارچه هـاي نامرغوب ونخ هاي كلفت بكار گرفته شـده تـا حـد
زيادي كاهش داده است .

رنگ :در بلوچستان رنگهـا تحـت تـاثير اصـول
قبيله اي تاريخي حماسي مظلوميـت و محروميـت مردمـان آن و ايسـتادگي در مقابـل بســياري از نابرابريهاي جامعه مانند اسـتثمار، فقـر، تبعـيض و شبيخونهاي داخلي و خارجي قرار گرفته اسـت.زن صبور بلوچ در كار خود بيشتر از رنگهايي اسـتفاده مي كند كه بنوعي بيانگر صورتهايي از عدم امنيـت و آرامش و به تصوير كشيدن طبيعـت بـي قـرار او باشـــد . قرمز،بنفش،زرشـــكي،نارنجي،قهوه اي وبطوكلي انواع رنگهاي قرمز 80% انتخـاب رنـگ را
تشكيل مي دهند . رنگ نيز از بسياري از تحولات جامعه به دورنمانده وآن خالصيت و تركيب خودرا از دسـت داده و مـي دهنـد اصـولا رنگهـايي كـه درروستاها از آنها استفاده مي شودبا نوع رنگي كـه درشهرهاي بزرگ مورداستفاده قرار مـي گيرنـد از اصالت بيشتري برخوردار اسـت . درروسـتا هـا از همان رنگ دست نخورده اي استفاده مي شود كـه زائيده ذهن خلاق هنرمنداست اما درشهر به علـت فرهنگ واردات كـه بـر آنهـا تـاثير گـذار اسـت رونگهانيز بايد براساس آن نوع فرهنگ تغيير يابند. ورنگها را بدون درنظر گرفتن نوع تلفيق آنهـا وبـا توجه به نياز بازارهاي داخلي وخارجي تغييـر مـي دهند وبيشتر از رنگهاي جذاب وگيرا كه مشتري به سمت آنها جذب مي شود استفاده مـي شـود كـه دراين صورت بيشتراز رنگهـاي دارچينـي، كـرم ، انـواع سـبزوآبي اسـتفاده مـي شـود . همچنـين سوزندوزگاهي براساس رنگ پارچه نـخ را انتخـاب مي كند مثلاپارچه اي كه قرمز است بجاي اسـتفاده از نخ قهوه اي براي دوخت لاهاري ) كـلاء( از نـخ سبز استفاده مي شود . تلفيق رنگهامي تواندبيانگر آن احساس نابي باشد كه زن بلوچ با كنار هم قـرار دادن آنها آن را به تصـوير مـي كشـد درگذشـته
نقشهايي است كه جذابيت خاص خود را دارد ،جلت از كنار هم قرار گرفتن خطهاي موازي كه از وسط به دو قسمت تقسيم مي شوند بوجـود مـي آيـد كـه بيشتر براي دوخت آن از دو رنگ قرمز و قهـوه اي استفاده مي شود به طوري كه چند خط مـوازي بـه ترتيبي كه گفته شد با يك رنگ و به همان اندازه با رنگ ديگر دوخته مي شود خطهاي موازي بـه كـار رفته در هر رنگ 3 الي 5 عدد است اگـر جلـت را بصورت هفت و هشت هاي منظم در آورند بـه ايـن نوع دوخت كپ و جلت گفته مـي شـود كـه از آن بيشتر در پايين لباس يا دامن استفاده مي شـودكه ممكن است براي جـذابيت بيشـتر در آن از آئينـه استفاده شود ،جلت در قسمتهاي وسط پيش سينه ووسط گوام تان بصورت لوزي دوخته مي شـود كـه دروسط آئينـه اي قرارميدهنـد ودورتـا دور آن را بصورت لوزي با جلت مي دوزند . ديگرنقوش نيز به همين ترتيب وبه آن صورت كه فرا گرفته وهنرمند خود مهارت دارد دوخته مي شوند. بـراي نقشـهاي حاشيه اي ممكن است از پيت )نوار( نيـز اسـتفاده شود . كه بيشتراز اين نوع درگذشته اسـتفاده مـي شده وامروزه كاربرد چنداني ندارنـد نشـان دادن نقش جلت و همچنين ترتيب بكـار رفـتن رنگهـا گوامتان چوتل دوزي در مرحلهي اوليه دوخـت بـا يكرنگ بوسيله بخيه زدن و ايجاد لوزي ها بوجـود
مي آيد.

درخود منطقه به فروش مي رسند كه شايد علت آن نبود راههـاي ارتبـاطي ، دوري از شـهرها ومراكـز استان ورواج آن بيشتر درروستاها باشد مهمتـرين
مشكلات را چنين مي توان برشمرد :
1- بي سوادي اكثريت توليد كنندگان كه اين باعث مي شود اطلاعاتي درمورد فروش ، چگونگي فروش ، توليد انواع فراورده ها و... وجود نداشته باشد.
2- رواج آن بيشتر درروستاها ومناطق دورافتـاده كه بعلت عدم وجود راهها ي مناسب نمي توان مواد اوليه بخوبي دراختيار توليد كنندگان قرارگيرد .
3- دستمزد پايين كه علت اصلي آن واسطه ها مي باشند . واسطه ها كـه رابطـه بـين توليـد كننـده ومصرف كننـده هسـتند از فقـر اقتصـادي توليـد كنندگان سوء استفاده مي كنند وتوليدات بـا ارزش آنها را ب قيمتهاي بسيار پايين خريداري مي كنند .
4- نبود امكانات بهداشتي ودرمان دردفع برخـي از عوارض
5- همكاري نكردن سازمان صنايع دسـتي بـراي تهيه مواد اوليه براي آنان كه تحـت پوشـش ايـن سازمان هستند
6- كمبودكارشناس وعدم مديريت
7- محدوديت امكانـات وبودجـه سـازمان صـنايع دستي وعدم حمايت دولت درفـراهم آوردن مـواد اوليه ، ايجاد كارگاههاي آموزشي وحمايت بيمه اي
8- وجـود وسـايل جـايگزيني ماننـد چرخهـاي گلدوزي درشهرهاي زاهدان ، سراوان ، ايرانشهرو...
بيشتر از رنگهاي روشن استفاده مي شـداماامروزه رنگهاي تيره تربيشتر مورداستفاده قرار مي گيرند . در گذشته نخ هاي مورداسـتفاده بيشـتر رنگهـاي سبز كمرنگ ،نارنجي ، صورتي ، پسته اي ، قرمز كم رنگ ) تيتك ( بودكه امروزه بـراي دوخـت انـواع قطعه هاي جامه زنان از نخ هاي تيره اسـتفاده مـي شود . ترتيب قرارگرفتن رنگها كه عبارتند از قهـوه
اي ،سبز، آبي، قرمز، سفيد، مشكي.
بررسي مشكلات: سوزن دوزي شـايد تنهـا
هنري است كه به حوزه جغرافيايي خاصي اختصاص دارد كه از گذشته هاي دور به ارث رسيده است كه بيشتر توليدات به علت عدم وجود با زارهاي جهاني
١٥
9- قراردادن امكانات واعتبـارات بـه حـد كـافي دراختيار سوزندوزان
10- انتقال محصولات به كارگاهها براي ايجاد ارزش افزوده هميشه بايد اين مطالب را درنظر داشت كـه تكنولوژي مدين نمي تواندكشورهاي عقب مانـده را بسوي پيشرفتهاي اقتصادي سوق دهد . هريـك از اين كشورها بايد با توجه به موقعيـت جغرافيـايي ، اوضــاع جمعيتــي امكانــات ، شــرايط موجــود واستعدادهاي بالقوه وبالفعل خودبايد شـيوه هـاي مناسب را انتخاب كند چرا كه دراين كشورها بعلت جمعيت زياد امكان ايجاد اشتغال به ميزان موردنياز دركوتاه مدت وجودندارد وعلاوه بر اين اسـتفاده از ماشين آلات نيز افزايش بيكاري را باعث مي شـود براي همين صنايع دستي از جمله توجـه بـه هنـر سوزن دوزي از جمله راهكارهايي است كه مي تواند نيروي بيكار را جـذب كنـد .وهمچنـين بـا ارائـه طرحهاي جديد توسط كارشناسان سازمان صـنايع دستي متناسب با علايـق ، آمـال وفرهنـگ بلـوچ موجبات هرچه بيشـتر خلاقيـت فـرد هنرمنـد را
فراهم كنند. ناصح ذبـيح ا... بلوچسـتان) تهـران – انتشـارات
كتابخانه نيما – )1355-ص- 9( ***
9- عدم آگاهي از بازارخارجي توليدات
10- عدم توازن بازاريابي دربازارهاي خارجي بعلت فقرمادي وبي سوادي
راهكارها :دولت بايد براي رفع انواع مشكلاتي
كه سرراه اين هنر قرارگرفته اقداماتي انجام دهد و ضمن فراهم كردن مواد اوليه ارزان وايجاد شـركت هاي تعاوني روستايي به ايجاد كارگاههاي آموزشـي وحمايت بيمه اي افراد وايجاد نمايشگاههايي جهت عرضه مستقيم محصولات به مردم رواج وگسـترش آن را بلامانع كند .بطور كلي ميتوان آنهـا راچنـين
برشمرد :

1- سعي درشناساندن اين هنر
2- حمايت از هنرمنـدان وتـامين نيازهـايي كـه درتوليد دارند .
3- تضمين خريد توليدات به قيمت عادلانه
4- ايجاد نمايشگاه هاي داخلـي وخـارجي بـراي شناساندن اين هنر
5- معرفي فراورده ها از طريق مختلف
6- ايجاد فروشگاههاي دائمي درشهرها ومراكزآن براي عرضه محصولات
7- ايجاد انواع كارگاههاي توليدي
8- بيرون آوردن جامعه از شـكل بسـته وايجـاد امكانات رفاهي وزيربنايي

مانی فتحی

کارشناس تولید محتوا
مقالات مرتبط

محصولات پیشنهادی

فروشگاه خوش برش

لطفا صبور باشید و لبخند بزنید . . .